مرحوم شهبازی در صفحه ۱۵۹ کتاب قشقایی شعری، به نقل از مرحوم معین دفتر(ازبستگان حاج غلامرضا ابیوردی) آورده اندکه این شعر از مأذون است و نسبت آن به پیامبر دزدان، بی اساس میباشد.  

در ره زدند دزدان حاجی غلامـــــــرضا را

«دل می رود زدستم صاحبــدلان خدا را»

نا غافل از کمینگاه ناگه خروش برخاست

«هات الصبـــــوح هیـــو یا ایهـــــالسکارا»

هی بر جناب حاجی ششپر زدند و گفتـند

«گرتو نمی پســــــندی تغیــیر ده قضا را»

کاین ضرب ششـــــپر ما با قـــوت جـوانی

«در وجــــد و حالت آرد پیـــران پارســا را»

حاجی به عین ذلت تفسیرو وعظ می کرد

«با دوســـتان مـروت با دشمــــنان مدارا»

گفـــــتا به میـر دزدان چشـــم مرا مبندید

«باشـــد که باز بینـــيم دیدار آشــــنا را»

نا کنده زیرجــــــامه حاجی به عجز گفتا

«دردا که راز پنهـــان خواهد شد آشکارا»

رفتــند رو به خورجین دیدند پول و گفتــند

«کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را»

مال جنـــاب حاجی، دانی چه شهددارد؟

«اشهــــا لنا و اهــــلا من قبـلة السکارا»

برداشتـــــند عمـامه، کردند عذر خواهی

«کای شیخ پاکدامن معـــــذور دار ما را»